كارن آرمسترانگ ( مترجم : كيانوش حشمتى )
288
زندگينامه محمد ( ص ) ( فارسي )
است . پس از پيروزى بدر ، او به اين نتيجه رسيد كه اتحاد اعراب ديگر امرى محال به نظر نمىرسد . حال شكست قريش و قتلعام بنى قريظه ، تمامى قبائل صحراگرد را به فكر انداخته بود تا از قريش جدا و به امت بپيوندند . حال ديگر محمد ( ص ) به چيزى بيش از مكه مىانديشيد . او مكه را به خاطر اينكه پايتخت مذهبى او بود نياز داشت ، اما توسعه اسلام در نواحى شمال عربستان از اولويت نخست برخوردار بود . اين تفكر به معناى جهانگشائى نبود ، بلكه او فقط مىخواست پيام قرآن را در سرتاسر عربستان ، سوريه و عراق به گوش اعرابى كه يا بتپرست بودند يا تحت تأثير روشهاى دينى امپراطورى روم شرقى قرار داشتند برساند . حديثى كه از منابع اوليه اقتباس نشده است چنين نقل مىنمايد : « 1 » در همين زمان محمد ( ص ) نامههائى به پادشاه ايران ، امپراطور روم ، نجاشى حبشه و مقوقس مصر نوشته و از آنان درخواست نمود تا به اسلام بگروند . تقريبا با اطمينان مىتوان گفت كه اين حديث افسانه است . زيرا هيچ دليلى وجود ندارد كه در اين مقطع محمد ( ص ) اسلام را به عنوان يك دين جهانى براى جايگزين كردن اديان قديمى صاحب كتاب ببيند . هنوز هم اسلام دين فرزندان اسماعيل و يهوديت دين فرزندان اسحاق شمرده مىشوند . اسلام تا صد سال پس از فوت پيامبر صرفا يك دين عربى شمرده مىشد ، ولى بههرحال فرستادن چنين سفرائى به كشورهاى همسايه مىتواند از احتمالات به شمار آيد . اگر چنين فرضى را نيز قبول بنمائيم ، خود بيانگر اعتماد به نفس بالاى محمد ( ص ) براى گسترش اسلام بوده است . او ديگر به عنوان يكى از رؤساى مدينه مطرح نبود ، بلكه او به بزرگترين سيد عربستان تبديل گرديده بود . احتمال مىرود كه فرستادن اين نامهها نوعى پيشدستى نسبت به مكه براى تقاضاى كمك خارجى باشد . در متن اين نامههائى كه به دست ما رسيده است او به سادگى از فرمانروايان اين كشورها
--> ( 1 ) - اولا اين منابع معتبرند و واقعا پيامبر نامههائى براى سران كشورهاى بزرگ فرستاده و آنان را به دين اسلام دعوت نموده است ، ثانيا مؤلف ادعا دارد « هيچ دليلى وجود ندارد كه در اين مقطع محمد ( ص ) اسلام را به عنوان يك دين جهانى براى جايگزين كردن اديان قديمى صاحب كتاب ببيند » ، و حال اينكه خود قرآن مىفرمايد : « وَ مَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلامِ دِيناً فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ » ( هركس جز اسلام دين را بجويد از او قبول نمىشود ) ، يا مىفرمايد : « إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلامُ » ( تحقيقا ( اكنون ) دين در نزد خداوند اسلام است ) . قرآن درباره پيامبر مىفرمايد : « وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلَّا كَافَّةً لِلنَّاسِ » ( ما تو را براى همه جهانيان فرستادهايم ) .